Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.
دوشنبه 25 آذر 1398 - 11:14

شعر و داستان

بازدید: 14894

  • آرزوی عروسک ها

    آرزوی عروسک ها

    پنج تا عروسک پشت یک شیشه مغازه بودند. اولی گفت: «کاش یک دختر می‌آمد،‌ مرا می‌خرید و با کالسکه به گردش می‌بُرد». دومی گفت: «کاش یک دختر مرا می‌خرید و برایم جشنِ تولد می‌گرفت».

  • بارون

    بارون

    اتل متل بارونه بارونِ دونه‌دونه می‌زنه پشتِ شیشه آواز برام می‌خونه دست می‌زنم با شادی منم براش می‌خونم خوش اومدی دوباره عزیز و مهربونم

  • من و کلاغ پاییزی

    من و کلاغ پاییزی

    توی کتابِ من یک کلاغ به برگ‌های زردِ یک درخت منقار می‌زند. وقتی که برگ‌ها می‌افتند می‌گوید: «قار، قار». من می‌گویم: «سلام کلاغِ پاییزی». کلاغ می‌گوید: «سلام کوچولو، تو از کجا دانستی من کلاغِ پاییزی هستم»؟!

  • باد و نقاشی های ما

    باد و نقاشی های ما

    خانم معلم نقاشی‌های ما را روی میز گذاشت. پنجره باز بود. باد توی کلاس آمد. نقاشی‌ها را دید. خودش را تاب داد و با خوش‌حالی گفت: «بَه‌بَه». یک دفعه نقاشی‌ها توی کلاس پخ`ش شدند.

  • مارمولک کوچولو

    مارمولک کوچولو

    د‌یشب یک مارمولک کوچولو، روی د‌یوار حیاط با د‌ُمش بازی می‌کرد‌ و لبخند‌ می‌زد‌. ماد‌رم د‌اد‌ زد‌: «وای مارمولک!» پد‌رم فوری گفت: «کجاست؟! کجاست؟!» مارمولک تند‌ی د‌وید‌ و رفت توی حیاط همسایه.

  • گل قشنگ

    گل قشنگ

    لالا، لالالا اومد‌ کبوتر د‌ور و برِ تو هی پر زد‌ و پر آورد‌ه برات یه گُل قشنگ به رنگ لُپات سرخ و گل‌گلی رنگ گل و می‌ذارم کنارِ موهات عزیزِ د‌لم چه بهت میاد‌

  • گنجشک و هندوانه

    گنجشک و هندوانه

    عصر توی کوچه یک قاچ هندوانه دیدم. گنجشک‌ها با خوش‌حالی روی پاهای‌شان می‌پریدند و از هندوانه می‌خوردند، و با صدای بلند جیک‌جیک می‌کردند.

  • دوستِ باد

    دوستِ باد

    هوهوهو، باد اومد خنده‌کنان شاد اومد دست می‌کشه به موهام میگه که: «من دوست می‌خوام» من میگم: «هو و هو» فوری میشم دوستِ او

  • سوی مدرسه

    سوی مدرسه

    کلاغه میگه: یک و دو و سه بچه‌ها میرن سوی مدرسه توی کیفِ‌شون دفتر و مداد روی لبِ‌شون یه لبخندِ شاد وقتی که میرن میونِ کلاس میاد معلم مثلِ گلِ یاس

  • ماه

    ماه

    دیشب ماه افتاد توی حوضِ خانه ما. من ماه را برداشتم. با خوشحالی پیشِ مادرم رفتم و آن را به او نشان دادم و گفتم: «مادر، مادر، این مالِ تو». مادر لبخند زد.

  • خواب

    خواب

    باز لالایی می‌خونه گربه دُم‌درازم میگه: «بخواب کوچولو پیشیِ خوب و نازم» پیشیِ خوب و نازش خوابه چشاشو بسته گربه دُم‌درازم شده حسابی خسته

  • کبوتر

    کبوتر

    زخمِ تو خوب شد کبوتر * همین‌جا پیشِ من بزن پر * روی دشت روی گل پر بزن * بیا و به من هم سر بزن

فیلم روز
تصویر روز