Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.
شنبه 4 تیر 1401 - 21:32

شعر و داستان

بازدید: 22860

  • هد‌‌‌یه خاله بُزی

    هد‌‌‌یه خاله بُزی

    توی کتاب من، یک بُزغاله د‌‌‌ارد‌‌‌ تند‌‌‌ تند‌‌‌ می‌د‌‌‌ود‌‌‌. از او می پرسم: «چرا این قد‌‌‌ر عجله د‌‌‌اری؟!»

  • مثلِ همیشه

    مثلِ همیشه

    پروانه آمد‌‌‌ بر روی شیشه بالی تکان د‌‌‌اد‌‌‌ مثلِ همیشه

  • دوست

    دوست

    کفشدوزکه بال داره روی بالش خال داره نشسته روی دستم فکر می کنه گل هستم

  • من عید می‌خوام

    من عید می‌خوام

    من یک عروسکِ ببری دارم، که وقتی راه‌راه‌هایش را می‌شمارم، قلقلکش می‌آید و غش‌غش می‌خندد. آن وقت من هم می‌خندم. ببری بلندی را دوست دارد. او روی لبه پنجره می‌نشیند. روی میز و دسته مُبل می‌نشیند.

  • اون که شکوفه داره

    اون که شکوفه داره

    کی بود منو صدا کرد؟ چه شادی‌ای به پا کرد منم منم قناری قناریِ بهاری

  • می‌بوسم آن را

    می‌بوسم آن را

    بافته برایم مادرِ خوبم یک شالِ زیبا

  • دعا کن

    دعا کن

    خواب دیدم که یک سنجاب کوچولو تُندتُند می‌دود. پرسیدم: «سنجاب کوچولو کجا می‌روی؟»

  • آشِ خاله مورچه

    آشِ خاله مورچه

    توی کتاب من خاله مورچه دارد آش می‌پزد. من می‌گویم: «خاله مورچه، نخود و لوبیا نمی‌خواهی؟ ما داریم».

  • هدیه قشنگ

    هدیه قشنگ

    برفا دارن می‌رقصن تو آسمونِ زیبا یواش یواش می‌شینن رو بامِ خونه ما

  • کلاغِ قصه‌ها

    کلاغِ قصه‌ها

    صبح یک کلاغ با صدای بلند قارقار کرد. من درخت ِحیاط و آسمان را نگاه کردم، اما کلاغ را ندیدم. کلاغ روی درختِ همسایه هم نبود! بعد صدای کلاغ آهسته و آهسته‌تر شد. من خیلی فکر کردم و فهمیدم این صدایِ کلاغ توی قصه‌ها است.

  • شادم

    شادم

    در شب یلدا از دستم افتاد یک نُقلِ شیرین

  • باران و مورچه کوچولو

    باران و مورچه کوچولو

    توی کتاب من، باران می‌بارد. مورچه کوچولو تُندتُند به طرف لانه‌شان می‌دود.من دستم را روی سر آن می‌گیرم و می‌گویم: «این طور خیس نمیشی.»

فیلم روز
تصویر روز