Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.
چهارشنبه 28 مهر 1400 - 20:08

شعر و داستان

بازدید: 21126

  • می‌خواند الان

    می‌خواند الان

    پاییز آمد با برگ‌های رنگابه رنگش می‌خواند کلاغ با قار قارِ خیلی قنگش

  • من و کلاغِ پاییزی

    من و کلاغِ پاییزی

    توی کتاب من، یک کلاغ به برگ‌های زرد منقار می‌زند. وقتی برگ‌ها می‌افتند می‌گوید: «قار، قار.»

  • یک کارِ خیلی خیلی خوب

    یک کارِ خیلی خیلی خوب

    امروز یک مورچه توی حوض افتاده بود. او هی روی آب دست و پای لاغرش را تکان می‌داد، اما بلد نبود شنا کند. من انگشتم را کنار او توی آب کردم. مورچه به انگشتم چسبید و من فوری آن را بالا آوردم. گذاشتم کنار دیوار تا با نور خورشید گرم شود.

  • دوست دارد

    دوست دارد

    گربه‌ام مومو در زیر سایه کشیده دراز گنجشکِ کوچک بر روی شاخه می‌خواند آواز

  • می‌خندی حالا

    می‌خندی حالا

    باد و باد و باد، بادبادک ... دوستِ قشنگ و کوچک ... رو پله‌ها نشستم ... نَخِت میون دستم

  • یک خوشه انگور

    یک خوشه انگور

    همسایه ما یک درخت انگور دارد که گنجشک‌ها به انگورهای شیرین آن نوک می‌زنند؛ و بعد با خوش‌حالی آواز می‌خوانند. بعضی وقت‌ها گنجشک‌ها پشت پنجره می‌آیند و برای من هم از آوازهای روی درخت می‌خوانند.

  • قشنگ‌تر

    قشنگ‌تر

    گنجشککِ اشی‌مشی....اومده توی خونه‌مون.....درختِ مهربون ما.....براش شده یه سایه‌بون

  • خوش آمدید، بفرمایید!

    خوش آمدید، بفرمایید!

    دیشب خواب دیدم که یک زرافه به خانه ما آمد. کنار درخت ایستاد و گفت: «من بلندم یا درختِ خانه‌تان؟»

  • خیلی زرنگی

    خیلی زرنگی

    صبح، وقتی پرده پنجره را کنار زدم، گربه‌ام توی حیاط بود. من خودم را پشت پرده قایم کردم و گفتم: «میو، میو!». بعد از گوشه پرده دیدم که گربه پنجره را نگاه کرد. وقتی کسی را ندید دوباره برگشت. من خوش‌حال شدم و دوباره گفتم: «میو، میو!».

  • کی بود؟

    کی بود؟

    کی بود منو صدا کرد چه شادی‌ای به پا کرد؟ منم، منم، جیر جیرک دوستِ قشنگِ و کوچک

  • هوای دلپذیر

    هوای دلپذیر

    در میان بیشه‌ای سبز و قشنگ.....چند تا بزغاله با هم می‌دوند ..... عطر گل‌ها می‌کند خوش‌حالشان ......سبزه را بو می‌کنند و می‌جوند

  • شادی

    شادی

    گاوه رفت روی تپه. به آسمان نگاه کرد و با خوش‌حالی ماع، ماع، ماع، آواز خواند. ابر بهاری گفت: «وای چه آواز بلندی. چه آواز قشنگی. من هم دلم می‌خواهد آواز بخوانم».

فیلم روز
تصویر روز