Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.
چهارشنبه 30 خرداد 1397 - 16:51

14
خرداد
شیر مادر؛ اکسیر معجزه‌گر

شیر مادر؛ اکسیر معجزه‌گر

یکی از بزرگترین عیب‌‌های مصرف شیر خشک چاقی کودکان است. گفته می‌‌شود بچه‌‌هایی که شیر خشک مصرف می‌‌کنند نسبت به کودکانی که شیر مادر می‌‌خورند، چاق تر هستند.

گفتگو از: فرزانه صدقی

 

شیر مادر مهمترین و بهترین منبع تغذیه کودکان در سال‌‌های ابتدای زندگی به شمار می‌‌رود که نقش بسیار مهمی در تکامل جسمی و روحی نوزاد دارد به همین دلیل امروزه ضرورت ترویج تغذیه کودکان با شیرمادر دو‌ چندان احساس می‌شود.

واکاویی اهمیت چرایی این مساله بهانه‌ای شد تا گفت و گویی با دکتر منصور بهرامی، متخصص بیماری‌های کودکان، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام دهیم.

دکتر منصور بهرامی، متخصص بیماری‌‌های کودکان، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، سال 1318 در شهرستان خمین متولد شده است.

او تحصیلات دبستان تا دبیرستانش را در شهرستان خمین به پایان رسانده و دکترای پزشکی‌اش را سال 1345 و تخصصش در زمینه بیماری‌‌های کودکان را سال 1351 از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی دریافت کرده است.

او سال‌‌ها در طب اطفال به طور عاشقانه کار کرده و در تمام دوران زندگی اش پیوسته از بیشترین توانش برای خود آموزی، ارایه خدمت آموزشی به مردم و دانشجویان استفاده کرده است.

او صاحب سه دختر است. فرزند نخستش دکترای داروسازی، فرزند دومش، پزشک متخصص سرطان و دختر سومش نیز در حوزه‌های اجتماعی BMI فوق لیسانس دارد.

رییس بخش اطفال مرکز بهداشتی شهدای تجریش (از اواخر دهه 60 تا سال 1383)، معاون آموزشی گروه اطفال در دانشگاه علوم پزشکی (از سال 1375 تا 1383)، عضو کمیته ترویج تغذیه با شیر مادر، عضو کمیته واکسیناسیون و ایمن سازی کشوری، عضو هیات مدیره انجمن تغذیه با شیر مادر (بیش از 20 سال)، عضو کمیته کنترل بیماری‌‌های تنفسی و کنترل بیماری‌‌های اسهالی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، عضو کمیته بهبود تغذیه کودکان، عضو کمیته‌‌های آموزش مداوم، عضو هیات مدیره انجمن پزشکان کودکان (به مدت 30 سال)، عضو کمیته‌‌های مشورتی نظام پزشکی، کارشناس کمیته‌‌های مشورتی پزشکی قانونی، عضو هیات بورد تخصصی بیماری‌‌های کودکان (تا زمان بازنشستگی)، عضو هیات تحریریه مجله داخلی و کودکان فرهنگستان علوم پزشکی، پزشک نمونه سال نظام پزشکی از جمله سوابق علمی و اجرایی او طی این سال‌‌ها به شمار می‌‌رود.

چه عاملی باعث شد رشته پزشکی و تخصص اطفال را انتخاب کنید؟

در گذشته رشته پزشکی نزد مردم از اجر و قیمت بالایی برخوردار بود و پزشک شاخص‌ترین فرد یک شهر یا شهرستان محسوب می‌شد.

پزشک همواره مورد احترام مردم قرار داشت بنابراین طبیعی بود در آن زمان انتخاب رشته پزشکی یکی از ایده آل‌ترین رشته‌های هر فردی باشد.

من اصلا از مسایل مادی و درآمد این رشته خبری نداشتم. بیشتر شخصیت اجتماعی یک پزشک در جامعه مرا مجذوب این رشته کرده بود.

وقتی رفتار پزشکان و نوع خدمت و حرفه آنها را هنگام بیماری می‌‌دیدم، این رشته بیش از بیش مورد ایده آل وعلاقه من قرار گرفت.

عاقبت به علت علاقه این رشته را برای ادامه تحصیل انتخاب کردم. پس از آن با اخذ مدرک دکترایم پیش از انقلاب، برای خدمت سربازی عازم یکی از روستاهای کردستان (روستایی با جمعیت بالغ بر 4 تا 5 هزار نفر) و مسوول سپاه بهداشت آنجا شدم.

آن زمان نه تن‌ها این روستا بلکه سایر روستاها نیز محروم و عقب افتاده بودند. بیشتر مشکل‌‌های این جمعیت روستایی مربوط به کودکان بود.

اغلب کودکان این ناحیه نارس به دنیا می‌‌آمدند. البته چنین امری در آن زمان با توجه به شرایط بد بهداشتی روستاها امری طبیعی بود.

آمار زیاد مرگ و میر و نگرانی والدین مرا بسیار آشفته می‌‌کرد و من ضعف خودم در این حوزه را بیش از بیش احساس می‌‌کردم. این امر باعث شد تا من برای ادامه تحصیل رشته اطفال را انتخاب کنم.

الگوی شما در حرفه پزشکی چه کسی بود؟

هر استاد دانشگاهی می‌‌توانست الگوی ما دانشجویان باشد زیرا آن دوران بسیاری از پزشکان معتبر و به نامی در دانشکده پزشکی تدریس می‌‌کردند اما در عین حال دکتر قریب از زمانی که من دانشجوی پزشکی شدم بیشتر از دیگران مورد علاقه و احترام من قرار گرفت به طوری که من وقتی شرایط آن زمان کردستان را دیدم بی هیچ تردیدی پس از پایان دوران خدمتم به بیمارستانی که دکتر قریب آنجا را اداره می‌‌کرد رفتم و دوره رزیدنتی خودم با دکتر قریب را آغاز کردم.

خاطره ای هم از دکتر قریب دارید؟

من در طول سه سال دوره رزیدنتی ام این شانس را داشتم که مورد توجه مرحوم دکتر قریب قرار بگیرم. ایشان به دفعه‌‌های مکرر کوشش می‌‌کرد مرا به همکاران خود معرفی کند مثلا در کنفرانسی که بنا بود شخصیت‌‌های بزرگی سخنرانی کنند.

ایشان یک موضوعی را به من سپردند. من بسیار تعجب کردم. اصلا جرات هم نداشتم در آن جمع حضور پیدا کنم و در عین حال به عنوان سخنران آن مجموعه باشم، به همین دلیل بهانه ای آوردم و از مرحوم دکتر قریب درخواست کردم این موضوع به فرد دیگری محول شود.

او در پاسخ به این کارم گفت من مخصوصا تو را انتخاب کرده ام و مایلم این کار هم توسط تو انجام شود. غیر از این هم نباید باشد.

پس هر جور که دوست داری خودت را آماده کن. حتی من آن زمان آنقدر مورد توجه ایشان بودم که یک روز با اتفاق هم به سفارت فرانسه رفتیم؛ سفیر فرانسه قراری با مرحوم قریب داشت.

در این جلسه دکتر قریب مرا به سفیر فرانسه معرفی کرد تا بتوانم با اخذ بورسیه تحصیلی، دوره تحصیلات تکمیلی‌ام را در فرانسه بگذرانم. سفیر فرانسه درخواست ایشان را پذیرفت و من یک دوره زبان فرانسه آموزش دیدم.

قرار بر این شد تا من طی شش ماه آینده عازم فرانسه شوم اما وقتی نسبت به میزان بورس تحصیلی پرس و جو کردم، دریافتم که هزینه‌اش کفاف من و خانواده‌ام را نمی دهد.

آن زمان من تازه ازدواج کرده و تشکیل خانه و زندگی داده بودم. دکتر قریب از من پرسید آیا من پس اندازی در کنار هزینه بورسیه تحصیلی دارم یا خیر؟

وقتی جویا شدند که من رزیدنت بوده و کاری نداشته ام، مرا به جای بهتری معرفی کردند و من این توفیق را داشتم در کنار مرحوم دکتر محسن ضیایی (داماد دکتر قریب؛ یکی از بزرگترین شخصیت‌‌های پزشکی اطفال ایران در آن زمان و یکی از شاخص ترین شخصیت‌های بین‌المللی) به فعالیتم ادامه دهم.

آن زمان تشکیلات بهداشتی سازمان شاهنشاهی به مرحوم دکتر ضیایی سپرده شده بود. این تشکیلات سه بیمارستان در رامسر، تجریش و قم و 350 درمانگاه در سرار کشور داشت.

مرحوم دکتر ضیایی بیمارستان شهدای تجریش را آنچنان به روز کرد که آن زمان با بهترین مراکز آمریکایی برابری می‌‌کرد و به عنوان بهترین مرکز پزشکی ایران به حساب آمد.

وصلت بین دکتر ضیایی و قریب برای هر دویشان خوب بود. دکتر قریب همیشه از چنین شخصیت بین‌المللی که توانمندی بسیاری در طب اطفال داشت، لذت می‌‌برد.

یکی از افتخارهای دکتر ضیایی نیز تا پایان عمرش، عنوان دامادی دکتر قریب بود. من آنقدر به مرحوم دکتر ضیایی نزدیک بودم که تا پایان عمرش همیشه مرا مانند فرزند خودش می‌‌دانست.

هردوی این عزیزان تاثیر خیلی زیادی در من گذاشتند. من پس از عزیمت دکتر ضیایی به آمریکا، با یادگیری اصول فراگرفته شده از ایشان به فعالیتم در بیمارستان شهدای تجریش پرداختم.

روزی دکتر مرندی؛ یکی از اسطوره‌‌های پزشکی اطفال ایران که آن زمان وزیر بودند از من درخواست کردند که ملاقاتی با ایشان داشته باشم.

دکتر مرندی در این ملاقات از من درخواست کرد تا فعالیتی در کمیته شیر مادر شروع کنم. این پیشنهاد برای من با توجه به آموخته‌‌ها و پیش زمینه‌ای که نزد دکتر قریب و ضیایی و همچنین طب اجتماعی داشتم، بسیار خوب بود، به همین علت با اشتیاق این پیشنهاد را قبول و پس از آن همکاری نزدیک با دکتر مرندی را آغاز کردم.

ما یک تیم ده نفر به سرپرستی دکتر مرندی تشکیل دادیم و استان به استان به مناطق مختلف ایران راهی شده و آموخته‌‌های خودمان در این زمینه را با استادان دانشگاه‌‌ها در میان گذاشتیم.

با توجه به اینکه شما عضو کمیته ترویج تغذیه با شیر مادر هستید و سال‌‌ها در این زمینه به فعالیت پرداخته اید، لطفا بیشتر در خصوص چرایی اهمیت تشکیل این کمیته و ضرورت ترویج تغذیه نوزادان با شیرمادر در کشور به خوانندگان این مجله توضیح بفرمایید.

افزایش سلامت نوزادان، محافظت در مقابل بیماری‌‌های عفونی (فوری) و غیر عفونی (دیر رس)، ازدیاد هوش و بهره هوشی از نظر روانی، رفتار و گفتار اجتماعی از جمله مهمترین عواملی هستند که ضرورت استفاده از شیر مادر در نوزادان را دو چندان کرده است.

به طور کلی باید گفت هیچ چیزی به اندازه شیر مادر نمی تواند در جنبه‌‌های مختلف سلامت جسمی و روحی انسان (از عفونت‌های همه اعضای بدن و ابتلا به بیماری‌‌های غیر واگیردار گرفته تا پیشگیری از سرطان‌‌ها، آلرژی، جرم و جنایت و....) تاثیرگذار باشد.

اهمیت پرداختن به شیر مادر ابتدا درکشورهای غربی و اروپایی آغاز و پس از آن، ما پیرو تحقیق‌‌های موثر و پیشرفت‌‌های حاصل از پژوهش‌‌های آنها، به این مقوله مهم در کشورمان پرداخته ایم.

اکنون کشورهای غربی هیچ انرژی صرف ترویج شیر مادر نمی کنند زیرا مردم آنها به آگاهی لازم در این زمینه رسیده اند.

در حالی که ما همچنان تلاش می‌‌کنیم که مردم، پزشکان اطفال و زنان را نسبت به این مساله قانع کنیم که خواص شیر مادر از شیر خشک بسیار بهتر است.

البته تلاش‌‌های ما طی این سال‌‌ها بی ثمر نبوده و اثر گذاری مثبتی هم به جا گذاشته است. به یاد دارم قبل از انجام بیشترین فعالیت این کمیته، سالانه حدود صد میلیون قوطی شیر خشک وارد کشور می‌‌شد. واردات این حجم قوطی شیرخشک با نرخ آن زمان ارز، حدود هفتاد میلیون دلار بود.

با فعالیت‌‌هایی که ما انجام دادیم، این میزان واردات به ده تا دوازده میلیون دلار رسید و بسیاری از این شیرخشک‌‌ها در انبارها باقی ماند به طوری که تمامی کامیون سهیمه شیر خشک تبریز، اصفهان مرجوع شدند.

وضعیت شیر دادن مادران دو قلوها، سه قلوها و چهار قلوها چگونه باید باشد؟ قطعا این مادرها برای تامین شیر نوزادان شان دچار مشکل می‌‌شوند؟ در این مورد هم استفاده از شیر خشک مانع دارد؟

هیچ تردیدی نیست که مادر می‌‌تواند به خوبی شیر دادن به دو قلوها را اداره و همزمان به هر دو کودکش شیر بدهند اما مادرانی که دارای کودکان سه قلو، چهار قلو و بیشتر هستند به علت اینکه شیرشان نمی رسد، مجبور به استفاده از شیر خشک می‌‌شوند.

امروزه برای رفع این مساله نیز راه حلی به وجود آمده است، به طوری که هم اکنون بانک شیر مادر در استان‌‌های مختلف در حال راه اندازی است.

مثلا شهر تبریز اکنون دارای این بانک شیر است. این بانک از خانم‌‌هایی که شیر اضافی دارند، دعوت می‌‌کند و طی تشریفاتی مانند بانک خون، پس از اطمینان یافتن از سلامت شیر، آنها را نگهداری و استریل می‌‌کند و در نهایت این شیر به کودکان، خصوصا نوزادان نارس که نیاز مبرمی به شیر دارند، اهدا می‌‌شود.

معمولا مادران صاحب کودکان دوقلو، سه قلو و چهار قلو می‌‌توانند با کمک و حمایت مادر، مادر شوهر، عمه، خاله و ... از عهده نگهداری و حفاظت کودکانش برآیند.

نحوه شیر دادن این کودکان نیز به صورت اتوماتیک وار و بی حساب و کتاب نیست. این کار نیاز به حفاظت، دقت، آموزش و عشق و محبت مادر نسبت به فرزندش را دارد و با آداب و رعایت اصول خاص خودش شدنی است.

از سوی دیگر مادر ضمن افزایش توانمندی‌های خودش باید بر میزان آموخته‌‌ها و دانشش نیز بیافزاید. متاسفانه یک اشکال بزرگ کشور ما این است که چنین اتفاقی رخ نمی دهد.

هرچند اغلب مادران دوست دارند این کار را انجام بدهند اما اکثرشان با مشکل مواجه می‌شوند. اغلب این مشکل‌‌ها باقی می‌‌مانند یا راه حل غلطی از سوی اطرافیان به آنها ارایه داده می‌شود.

در نتیجه مادران دیر یا زود به سراغ شیر خشک می‌‌روند و به همین دلیل امروزه بازار شیر خشک در ایران خیلی رواج پیدا کرده است.

عده ای از مادران از دادن آغوز به فرزندشان اجتناب می‌‌کنند. تصور اغلب این مادران این است که آغوز عامل زردی کودک‌شان می‌‌شود. آیا این تصور درست است؟

آغوز یکی از عظمت‌‌های الهی برای تغذیه نوزادان تازه متولد شده است. آغوز عصاره مواد ایمن بخشی است که مادر در طول عمرش دارد. این عصاره درست زمانی که هنوز شیر مادر سرشار و فراوان نشده، از طریق اولین تغذیه به کودک طی دو سه روز داده می‌‌شود.

در حقیقت آغوز مانند واکسن است. البته از واکسن هم بهتر است. واکسن در دو سه نوبت به کودک زده می‌شود تا نسبت به بیماری‌‌ها مصون بماند.

واکسن برخلاف آغوز در همان ابتدا مصونیت ایجاد نمی کند بلکه پس از گذشت چند ماه بدن کودک را نسبت به بیماری‌‌ها ایمن می‌‌کند.

آغوز یک عظمت الهی است که بدن ظریف و کم توان کودک پس از خوردن این ماده قوی، همان لحظه نسبت به بیماری‌‌ها ایمن می‌‌شود.

سینه مادر در ماه‌‌های نخستین تولد کودک در حقیقت نقش جفت را ایفا می‌‌کند.

جفت همانگونه که پیش از تولد کودک، نقش خونرسانی و غذا رسانی را دارد و از کودک محافظت می‌کند، سینه مادر هم این نقش را ایفا برعهده دارد.

خوشبختانه امروزه این باور غلط که زردی کودک را به آغوز نسبت می‌‌دهند، حداقل در شهرهای بزرگ ما از بین رفته است.

اکنون در شهرها برای همگان تبیین شده که زردی کودک دلیل‌‌های مختلفی دارد و اصلا ربطی به آغوز ندارد.

زردی در آغوز به علت فراوانی ویتامین A است. این ویتامین یکی از مواد محافظت کننده کودک به شمار می‌‌آید و مصرف آن برای نوزاد ضروری است.

آیا مصرف شیر خشک عوارضی هم به همراه دارد؟

یکی از بزرگترین عیب‌‌های مصرف شیر خشک چاقی کودکان است. گفته می‌‌شود بچه‌‌هایی که شیر خشک مصرف می‌‌کنند نسبت به کودکانی که شیر مادر می‌‌خورند، چاق تر هستند.

تحقیقات نشان داده اگر فردی در شیرخوارگی دچار اضافه وزن شود، چاقی او ادامه پیدا می‌‌کند و شانس ابتلای او به چاقی 25 درصد است.

همچنین اگر کودکی در دوره مدرسه چاق شود، شانس ابتلا او به چاقی پس از دوران بلوغ و میانسالی در حدود 50 درصد است.

اگر فردی نیز در دوره نوجوانی چاق شود، شانس ابتلا او به چاقی خیلی زیاد است و در حدود 90 درصد باید چاقی و اضافه وزن را تا آخر عمر با خود همراه داشته باشد.

اصولا چرا کنترل چاقی در دوران کودکی از اهمیت زیادی برخوردار است؟

چاقی مادر و ریشه تمام بیماری‌‌ها است. معمولا بیماری‌‌هایی مانند قلبی و عروقی، دیابت، فشار خون بالا، چربی زیاد، اختلال‌های روانی و رفتاری، اختلال‌های استخوان و مفاصل، زانو درد و .... در افراد چاق بیشتر دیده می‌‌شود بنابراین کنترل و پیشگیری از ابتلا کودکان به چاقی در این دوران از اهمیت زیادی برخوردار است.

هم اکنون مهمترین عواملی که باعث ایجاد چاقی در کودکان می‌‌شوند، کدامند؟ راهکار شما برای پیشگیری از این مساله چیست؟

نوع تغذیه دوره نوجوانی مانند خوردن فست فودها، عادت‌‌های بد غذایی و روغنی و همچنین بی تحرکی مهمترین عواملی است که می‌‌تواند در ایجاد چاقی کودکان دخیل باشد.

بهتر است پدرو مادرها در دوره کودکی و شیرخوارگی علاوه بر داشتن تغذیه تکمیلی و مصرف غذاهای مقوی و مفید، ذائقه بچه‌‌هایشان را نیز با غذاهای سالم آشنا و به گونه‌ای رفتار کنند که دنبال غذاهای ناسالم نروند.

اگر پدر و مادری سر سفره، خودشان غذاهای چرب استفاده می‌‌کنند و دستشان به نمک می‌‌رود، دائما شیرینی مصرف می‌‌کنند، طبیعی است که کودک شان نیز پس از بزرگسالی این رویه را ادامه بدهد بنابراین پیشنهاد می‌‌شود بچه‌‌ها با غذاهای خوب و سالم در خانواده آشنا شوند.

تحقیقات نشان داده خانواده‌هایی که از لحاظ مادی ضعیف هستند میزان چاقی در آنها بیشتر است زیرا گرایش آنها به خرید مواد ارزان تر مانند قند بیشتر از پروتیئن است.

در واقع چاقی یکی از مشکل‌‌های خانواده‌های فقیر است. اغلب خانواده‌های فقیر برنج را بیشتر از پروتیئن می‌‌توانند تهیه کنند. در مجموع می‌‌توان گفت یکی از مهمترین ریزفاکتورهای چاقی کودکان، پدر و مادرها هستند.

والدین چاق، صاحب بچه‌‌های چاق می‌‌شوند. این افراد باید مواظب فرزندانشان باشند. اگر مادری در دوران بارداری‌اش سیگار بکشد شانس چاقی بچه زیاد است. مصرف میوه و سبزی، غذاهای سالم و بهداشتی و فعالیت‌‌های بدنی باید در بین خانواده‌ها نهادینه شود.

پس از محیط خانواده، مدرسه نقش مهمی برای اینکه کودکان چه عادت‌‌های غذایی را پیروی کنند، دارد. بوفه مدرسه‌‌ها باید غذاهای سالم به فروش برسانند.

مدیران و مربیان مدرسه باید خودشان الگوی سلامت غذایی باشند. متاسفانه در حال حاضر بچه‌‌ها در مدرسه غذاهای خیلی چرب یا شیرین و تنقلاتی مانند پفک، نوشابه، فست فود و ... می‌‌خورند که مزاحم سلامتی آنها است.

بچه‌‌ها باید یاد بگیرند به جای تنقلات، میوه و سبزی فراوان بخورند. آنها باید یاد بگیرند فعالیت فیزیکی لازم و بازی کودکانه داشته باشند. امروزه زندگی اغلب بچه‌‌ها جلوی تلویزیون، استفاده از لپ تاپ و بازی‌‌های کامپیوتری ختم می‌‌شود.

این وسایل دشمن سلامت فیزیکی بچه‌‌ها هستند. در حال حاضر متخصصان سفارش می‌‌کنند کودکان بیشتر از 2 ساعت در طول شبانه روز از کامپیوتر و تلویزیون استفاده نکنند.

کم آبی یکی دیگر از مشکل‌‌هایی است که برخی از نوزادان به آن مبتلا می‌‌شوند. مهمترین علت اصلی کم آبی در کودکان چیست؟ بیشتر کدامیک از کودکان مبتلا به این مشکل می‌‌شوند؟

اغلب مادران شاغلی که خود به کودکشان شیر می‌‌دهند، گاهی شیر نداشته یا شیر کمی در سینه دارند. این مادران سینه خودشان را نزدیک دهان کودک می‌‌کنند و به تصور اینکه کودک شان شیر می‌‌خورد، به آنها شیر می‌‌دهند.

در صورتی که کودک فقط میک می‌‌زند. متاسفانه آنها متوجه این قضیه نمی شوند و مشکل شان را نیز با دیگران در میان نمی گذارند.

اگر هم بخواهند این مشکل را مطرح کنند، با مرکز پزشکی تماس می‌‌گیرند. اغلب جواب این سوال‌‌ها نیز به دلیل اینکه پشت خط تلفن است، درست نیست. در نتیجه کودک ممکن است، دچار کم آبی شود.

مهمترین علائم کم آبی در کودکان کدام است؟

افزایش نیافتن وزن، بی حالی، تب، زردی و میل نداشتن به غذا از جمله مهمترین نشانه‌های این مشکل است.

کم آبی کودکان چه عوارضی می‌‌تواند به همراه داشته باشد؟

کلیه کودک گاهی به علت کم آبی می‌تواند دچار صدمه شود و میزان اوره او نیز بالا برود و عملکرد و وظیفه کلیه بهم بخورد.

همچنین گاهی تب و بی حالی کودک که ناشی از کم آبی است به اشتباه از سوی کادر پزشکی عفونت تشخیص داده و کودک در بیمارستان بستری می‌‌شود.

بستری شدن کودک و این تشخیص نادرست به مراتب کار را سخت تر می‌‌کند.

میزان شیوع این مشکل چند درصد است؟ بیشتر در کدام مقطع زمانی رخ می‌‌دهد؟

میزان شیوع ابتلا کودکان به این مشکل بسیار کم است و بیشتر در هفته اول و دوم و ماه نخست تولد کودک رخ می‌‌دهد اما پس از اینکه کودک بزرگتر شود و آب بخورد دیگر شاهد این نوع مشکل نخواهیم بود.

چه عاملی این مشکل کودکان را می‌‌تواند تشدید کند؟

مادر باید پس از وضع حمل آگاهی‌‌های لازم در این زمینه پیدا کند. متاسفانه شرایط بیمارستان‌‌های دولتی و تامین اجتماعی به گونه‌ای است که مادر بلافاصله پس از وضع حمل، زمانی که هنوز شرایط خودش را درک نکرده، بچه اش را ندیده و هیچ آگاهی به او ندارد، باید مرخص شود.

پس از مرخصی هم مشکل بچه با اطلاعات غلط عمه و خاله و تجویز نادرست اطرافیان نه تن‌ها کمتر نشده بلکه بیشتر هم می‌‌شود. مثلا یکی داروی گیاهی تجویز می‌‌کند. فرد دیگر می‌‌گوید کره روی ناف بچه بگذارند.

راهکار اصلی شما به مادران برای اینکه نوزادان شان در هفته اول و دوم زندگی شان دچار کم آبی نشود، چیست؟

مادران باید کوشش کنند برای مشکل‌‌های به وجود آمده از یک کارشناس زایشگاه اطلاع کسب کنند و به اطلاع و آگاهی خودشان و اطرافیان اکتفا نکنند.

در زایشگاه‌‌ها آدم‌‌هایی هستند که دوره‌های آموزش شیر دهی را دیده اند و می‌‌توانند در این زمینه کمک کنند.

هم اکنون رشد مغزی کودک، برای پیشگیری از ایجاد اختلال‌های رفتاری و یادگیری نیز از اهمیت زیادی برخوردار است؛ فاکتور مهم و اساسی که گاهی خانواده‌ها نسبت به آن شناخت کافی ندارند و اهمیت این مساله گاهی به دست فراموشی سپرده می‌‌شود، لطفا درباره اهمیت این موضوع نیز توضیح بفرمایید.

همانطور که جسم بزرگ می‌‌شود باید سایر اعضای مختلف بدن نیز تکامل یابد و کارآمدتر شود.

علاوه بر وزن، رشد قد و دور سر، کودک باید در زمینه حرف زدن، راه رفتن، بازی با اسباب بازی، لبخند زدن و ... نیز به تکامل برسد اما متاسفانه هم اکنون خانواده‌ها بیشتر نسبت به رشد قدی و وزنی کودکان شان حساس تر هستند و از کوتاهی یا چاقی کودکانشان احساس نگرانی می‌کنند در حالی که تکامل رفتاری و یادگیری کودکان از اهمیت بیشتری برخوردار است.

اگر کودکی دیر حرف زد یا راه رفت، دیر مادرش را شناخت و... از نظر رشد مغزی دچار مشکل است.

اصولا برای اینکه رشد مغزی کودک تکامل پیدا کند و کودکی با هوش داشته باشیم، چه کاری باید انجام دهیم؟

رشد مغزی کودک بسیار اهمیت دارد از اینرو توصیه می‌‌شود زمان تولد، هنگام بریدن بند ناف، بچه‌‌ها را روی سینه مادر قرار دهند. دقیقه اول تولد، چشم نوزاد کاملا باز و هوشیار است.

مادر نیز با زایمان طبیعی و حتی بی حسی موضعی کاملا هوشیار خواهد بود. نوزاد باید حدود نیم تا یک ساعت به مادرش نگاه کند.

مادر نیز او را مشاهده کند. این ملاقات اول بین مادر و فرزند اثر بسیار عمیقی در سلامت روانی هر دو نفر می‌‌گذارد؛ مادر آمادگی بسیاری برای شیر دهی پیدا می‌‌کند.

کودک نیز برای داشتن یک زندگی راحت و آسوده آماده می‌‌شود. اعتقاد بر این است کودک پنج تا شش ساعت اول را با مادرش تنها باشد و در این مدت هیچ خدمات پزشکی مانند واکسن زدن به نوزاد، ریختن قطره چشمی و .... ارایه نشود.

پس از آن کودک را حمام و خدمات پزشکی ارایه کنند. در این فاصله زمانی مادر هرچقدر کودکش را ناز و نوازش کند و به آغوش بگیرد، ماساژ بدهد و حرف بزند، بچه از نظر هوشی با هوش تر خواهد شد.

میلیارد‌‌ها سلول مغز آدمی با اتصال به یکدیگر به چراغ‌‌ها و لامپ‌‌های الکتریکی تشبیه شده‌اند. این لامپ‌‌ها زمانی روشن می‌شوند که قطعی و اتصالی نداشته باشند.

این میلیاردها سلول با تحریک به یکدیگر مانند انجام گفت و گو، آغوش گرفتن و .... بهم وصل می‌‌شوند که به آنها سیناپس‌های عصبی می‌‌گویند.

هرچه سیناپس عصبی فردی بیشتر باشد، از نظر رفتاری، گفتاری، یادگیری و ...بسیار قوی تر و باهوش تر خواهد بود. والدین هر کاری که قصد دارند برای کودکانشان انجام دهند باید در دو سال اول بارداری باشد.

در دو سال نخست زندگی است که تمام سیستم رشدی مغز به حداکثر می‌‌رسد. متاسفانه مادرهایی که طی این دو سال اول زندگی کودک سر کار می‌‌روند یا سر کلاس درس حضور پیدا می‌‌کنند، حتی اگر بعدها هم پولی در اختیار کودکانشان قرار دهند، دردی از آنها دواء نخواهد کرد. پدر و مادرها باید حداکثر توان خودشان را در این دو سال بگذارند.

اهمیت این موضوع باعث شده که امروزه در کشورهایی مانند سوئد و اسکاندیناوی به مادر شاغل 2 سال و به پدر نیز 2 تا 3 ماه مرخصی بدهند تا کودک با والدینش تماس شبانه روزی داشته باشد.

اختلال یادگیری مساله ای است که باید زود از طریق والدین، مهدها و مدرسه‌‌ها شناخته شود.

هرچقدر زودتر این نوع اختلال‌های رفتاری، گفتاری و یادگیری کودکان شناخته شود، درمانشان نیز راحت تر خواهد بود بنابراین ضرورت دارد پدر و مادرها علاوه بر رشد قدی و وزنی کودکانشان، توجه کنند که آیا رفتار و گفتار و کردار کودک شان نیز متناسب با سنش رشد پیدا می‌‌کند یا خیر.

گفتار نداشتن، شناخت نداشتن نسبت به مادر، بازی نکردن، راه نرفتن، ننشستن و ... از جمله مهمترین راه‌های تشخیصی این اختلال‌ها است.

طبعا اگر کودکی زود درمان نشود از سطح هوشی کمتری بهره خواهد برد.\

 

برچسب ها: تغذیه کودک، شیر مادر، کمیته ترویج تغذیه با شیر مادر، آغوز، چاقی کودک، کم آبی کودک، متخصص کودکان، رشد مغزی کودک، دکتر قریب، دکتر منصور بهرامی تعداد بازديد: 574 تعداد نظرات: 0

نظر شما در مورد این مقاله چیست؟

فیلم روز
تصویر روز