تحریریه زندگی آنلاین : زن برای آنکه درخواست طلاق بدهد باید دلایل محکمه پسندی داشته باشد و بتواند آنها را ثابت کند. برخی از دلایلی که زن میتواند به آنها برای تقاضای طلاق استناد کند در ادامه بیان خواهیم کرد.
غیبت شوهر برای مدتی بیشتر از ۴ سال
زمانی که کسی محل زندگی و کار خود را بدون دلیلی ترک کرده باشد و از زمان ترک او نیز مدت مدیدی گذشته و هیچ اطلاعی از او در دسترس نباشد، غایب مفقودالاثر محسوب میشود. حال در قانون مدنی به زن این حق داده شده است که اگر شوهرش برای مدت بیشتر از 4 سال غایب شده و هیچ خبری از او نداشته باشد، درخواست طلاق بدهد. در چنین شرایطی دادگاه خود تکلیف حقوق مالی زوجه مانند مهریه و نفقه و حضانت فرزندان را مشخص میکند زیرا امکان ارجاع به داوری در چنین شرایطی ممکن نیست. علت آن هم این است که زمانی به داوری ارجاع داده میشود که امید به سازش و حل اختلافات باشد، ولی با غیبت زوج، دیگر امکان سازش وجود ندارد.
بیشتربخوانید:
لطفا کدورت های خود را مطرح کنید
خودداری زوج از پرداخت نفقه به زوجه
از دیگر مواردی که به زن این حق را میدهد که درخواست طلاق تنظیم نماید، خودداری و امتناع مرد از پرداخت نفقه است. پرداخت نفقه یکی از وظایف مرد است زیرا مرد رئیس خانواده محسوب میشود و او نیز باید هزینههای زندگی را تأمین کند. پس حتی اگر به علت فقر و تنگدستی هم توانایی پرداخت نفقه به همسر خود نداشته باشد، باز هم زن این حق را دارد که دادخواست طلاق بدهد. اهمیت نفقه تا به آنجاست که در قانون برای مردی که نفقه نپردازد، مجازات کیفری حبس از سه ماه و یک روز تا پنج ماه نیز تعیین شده است. برای آنکه زن بتواند درخواست طلاق به علت خودداری از پرداخت نفقه بدهد، باید مراحلی را طی کند. به عنوان مرحله اول لازم است که زن و یا وکیل او، به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه کرده و دادخواست ترک انفاق از سوی شوهر و مطالبه نفقه بدهد.
دفاتر خدمات قضایی دادخواست را به دادگستری ارسال میکند، دادگستری نیز پس از رسیدگی و در صورت اثبات ادعای زن، موضوع را به کارشناس ارجاع میدهد تا میزان نفقه را تعیین و مرد را محکوم به پرداخت آن کند. در صورت عدم پرداخت نفقه و عدم امکان اجبار وی در پرداخت نفقه، در این صورت، زن میتواند، درخواست طلاق نماید. عدم پرداخت نفقه، در این مدت مقید به مدت و زمان خاصی نیست، بلکه عدم پرداخت نفقه و عدم امکان الزام شوهر به پرداخت نفقه، حتی با حکم دادگاه، حق طلاق زن، را تثبیت مینماید.
بیشتربخوانید:
چارچوب گفت و گوی سالم در زوجین چگونه است؟
تغییراتی جنبههای مختلف زندگی
ایجاد شرایط عسر و حرج
عسر و حرج یکی از مواردی است که زن با اثبات آن میتواند درخواست طلاق بدهد. عسر و حرج یک مفهوم عام است و مصادیق و موارد متعددی را ممکن است شامل شود. اما به موجب یک تعریف کلی عسر و حرج به حالت و شرایطی گفته میشود که تحمل زندگی مشترک برای زن سخت شده و غیرقابلتحمل باشد. البته در بسیاری از موارد نیز بانوان فکر میکنند در شرایط عسر و حرج قرار دارند و بر همین مبنا درخواست طلاق میدهند، اما دادگاه درخواست آنها را رد میکند. برخی از مصادیقی که در صورت وجود و اثبات از سوی زن، دادگاه درخواست طلاق را میپذیرد از قرار زیر است:
در سختی و مشقت بودن زوجه در زندگی مشترک
رها کردن زندگی مشترک از سوی زوج
اعتیاد شوهر به طوری که بنیاد خانواده را به هم بریزد.
محکوم شدن شوهر به مجازات حبس حداقل 5 سال
ضرب و جرح و فحاشی
بد رفتاری و سوء معاشرت مستمر
مبتلا بودن زوج به بیماری مسری و یا بیماریهایی با معالجه سخت.
اگر دادگاه تشخیص دهد که عسر و حرج واقع شده و ادامه زندگی برای زن سخت و دشوار است، حکم طلاق را صادر کرده و زوج را ملزم به طلاق دادن زن میکند. دادگاه همچنین در رأی خود تکلیف حقوق مالی زن از جمله مهریه، نفقه و اجرت المثل و همچنین حضانت فرزندان و نحوه ملاقات آنها را مشخص میکند.
بیشتربخوانید:
قابلیت های زنان در رفتار با همسر
طلاق از طرف زن در صورت داشتن حق طلاق
یکی از راههایی که باعث میشود زن خیلی راحت بتواند اقدام به تقاضای طلاق و طی کردن مراحل آن کند داشتن حق طلاق است. البته حق طلاق یک اصطلاح عرفی برای وکالت در طلاق است. چون حق طلاق را نمیتوان انتقال داد و تنها مرد میتواند به همسر خود وکالت بدهد که هر زمان خواست خود را مطلقه کند. ولی از این امر در عرف به حق طلاق یاد میشود. وکالت در طلاق را هم میتوان پیش از آنکه عقد نکاح میان زن و مرد جاری شود و هم در دوران زندگی مشترک دریافت کرد. البته برای داشتن وکالت در طلاق باید نکاتی از در نظر داشته باشید که عبارت است از:
وکالت در طلاق یا باید به صورت یک عقد مجزا و محضری تنظیم شود و یا آنکه زن و مرد با توافق خود آن را در عقدنامه قید کنند.
وکالت در ضمن عقد نکاح باید حتماً در زمانی که عقد نکاح در جریان است اعطا شود در صورتی که وکالت در طلاق محضری را میتوان در هر زمانی با مراجعه به یک دفترخانه اعطا کرد.
وکالت در طلاق ممکن است به صورت مطلق داده شود و یا به صورت مشروط. مانند آنکه در ذیل آن نوشته شود اگر مرد همسر دیگری اختیار کرد و یا به مواد مخدری معتاد شد یا هر چیز دیگری، زن حق دارد به وکالت از مرد، خود را طلاق دهد.
گاهی نیز ممکن است مرد در ازای دادن وکالت در طلاق از طرف زن، از او بخواهد که مهریهاش را ببخشد و حضانت فرزندان را به او بسپارد.
زمانی که زن میخواهد به وسیله وکالت در طلاق، اقدامات طلاق را انجام دهد، نیازی به حضور مرد در مراحل رسیدگی نیست.
بیشتربخوانید:
نشانه های هشداره دهنده در دوران نامزدی
شروط 12 گانه مندرج در عقدنامه برای طلاق از طرف زن
در عقدنامه 12 شرط وجود دارد که اگر زن و مرد آن را امضا کنند، در صورت تخلف مرد از آنها، زن حق طلاق پیدا میکند. البته لازم به ذکر است بدانید اگر این شروط توسط زوجین امضا نشود، بازهم برخی از این شرایط هستند که تخلف مرد از آنها به زن حق تقاضای طلاق میدهد که در فوق به آنها اشاره کردیم. این شروط 12 گانه از قرار زیر است:
امتناع شوهر از نفقه دادن به همسر خود برای مدت حداقل 6 ماه. اجبار شوهر به دادن نفقه نیز نباید ممکن باشد.
زوج به حدی با زوجه سوء رفتار و یا سوء معاشرت داشته باشد که ادامه زندگی را برای زن سخت و غیرقابلتحمل کند.
مبتلا بودن مرد به یک بیماری صعبالعلاج به طوری که باعث ایجاد خطر برای زن در صورت ادامه یافتن زندگی زناشویی شود.
مجنون بودن زوج در مواردی که امکان فسخ نکاح وجود نداشته باشد.
بیتوجهی به دستور دادگاه در صورتی که حکم به ممنوعیت مرد به شغلی صادر کرده باشد که با مصالح خانوادگی و حیثیت زن منافات داشته باشد.
محکوم شدن مرد به حکم قطعی مجازات حبس برای مدت 5 سال یا بیشتر و یا محکومیت به جزای نقدی که به علت ناتوانی در پرداخت، محکوم به 5 سال بازداشت شود.
معتاد بودن زوج به هر نوع مواد مخدر و اعتیادآوری به گونهای که دادگاه تشخیص دهد اعتیاد او به اساس زندگی خلل وارد کرده و زندگی را برای زن سخت میکند.
در صورتی که زوج بدون هیچ عذر موجهی، زندگی مشترک خود با زن را رها کند. البته دادگاه عذر موجهه را تشخیص میدهد.
محکوم شدن مرد به حکم قطعی به جرمی که هر نوع مجازاتی به دنبال داشته باشد و مغایر با حیثیت خانوادگی و شأن زن باشد. البته این دادگاه است که حیثیت خانوادگی و شأن زن را با توجه به موقعیت زن و عرف و دیگر موازین تشخیص میدهد.
در صورتی ک زن و مرد پس از گذشت 5 سال از زندگی مشترک به دلیل عقیم بودن یا عیب دیگری که مرد دارد نتوانند صاحب فرزند شوند.
اگر زوج برای مدت مدیدی غیب شده و هیچ خبری از او در دسترس نباشد و حتی 6 ماه بعد از مراجعه زوجه به دادگاه برای طلاق هم پیدا نشود.
زمانی که مرد بدون اجازه از همسر اول خود، همسر دیگری اختیار کند و یا دادگاه تشخیص دهد که مرد میان همسران خود عدالت را اجرا نمیکند، زن میتواند با استناد به این شرط اقدام به درخواست طلاق کند.
بیشتربخوانید:
زبان عشق در زندگی مشترک
همه چیز درباره طلاق مبارات