Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.
سه شنبه 24 تیر 1399 - 00:26

10
تیر
گفتمان غالب در آواز ایران متعلق به شجریان است

گفتمان غالب در آواز ایران متعلق به شجریان است

بسیاری از هنرجویان به نیت آنکه در آینده خواننده‌ای مثل شجریان باشند سراغ آواز آمده‌اند. حال آنکه خودِ او با خون دل و کارِ زیاد به جایگاه کنونی رسیده‌ و این همان حلقه‌ مفقوده‌ زمان ما هست.

تحریریه زندگی آنلاین :

حسین علیشاپور می‌گوید: بسیاری از هنرجویان به نیت آنکه در آینده خواننده‌ای مثل شجریان باشند سراغ آواز آمده‌اند. حال آنکه خودِ او با خون دل و کارِ زیاد به جایگاه کنونی رسیده‌ و این همان حلقه‌ مفقوده‌ زمان ما هست که درنهایت به جای پرداختن به سلوک شجریان، به امور ساده‌تری چون تقلید ناقص از صدا و لحن روی می‌آورند که موجب افت کیفیت آوازها، تک‌رنگی در آواز و افول این هنر می‌شود.

موسیقی ایرانی طی چند دهه گذشته دستخوش تغییرات بسیار شده است. بی‌راه نیست اگر بگوییم دوران طلایی موسیقی ایرانی دهه 50 و 60 بوده است. زیرا در آن سال‌ها بزرگانی چون زنده‌یادان حسن کامکار و محمدرضا لطفی درکنار هوشنگ ابتهاج، محمدرضا شجریان، حسین علیزاده، شهرام ناظری و دیگران با تشکیل و حضور گروه‌هایی چون «شیدا»، «عارف» و «کانون چاووش» به تولید آثاری اجتماعی با تارپود ایرانی پرداختند و حال آن قطعات و آلبوم‌ها بخشی از میراث موسیقایی ما محسوب می‌شوند.

 

بیشتر بخوانید:

از لایو اینستاگرام نمی‌توان مردمی شد

 

* مسلماً گفتمان غالب در آواز امروز ایران، گفتمان استاد شجریان بوده و هست. تسلط ایشان در این هنر، بر همه اهل آواز مسلم شده و خواص موسیقی و مخاطبان عام همگی بر این مسئله وقوف و اذعان دارند؛ خصوصاً اینکه لااقل در سه دهه‌ اخیر ما آوازخوان فعالی که در حدود ایشان توانایی داشته باشد، نداشته‌ایم

 

 در میان آن افراد محمدرضا شجریان با توجه به موسیقی ایرانی و تمرکز مقوله آواز به تولید آثار متعدد پرداخت و او بود که با ارائه آثار همه‌پسندتر مخاطبان را به شنیدن آثار ایرانی بر اساس آواز ترغیب کرد. گرچه شجریان و دیگر اساتید آواز طی سال‌ها و دهه‌های اخیر شاگردان بسیاری را به جامعه هنری معرفی کردند، با این وجود مقوله آواز سال‌هاست از سوی همان شاگردان نادیده انگاشته شده، شاید به این دلیل که مخاطبان امروز کمتر گرایشی به موسیقی و آواز ایرانی دارند. اما بنا به دلایل بسیار نمی‌توان همه قصورات را به گردن مخاطبان انداخت. هرچند واضح است که سلیقه مخاطبان امروز به دلیل تولید وافر آثار سخیف و بی‌اهمیت و سطحی به شدت تنزل یافته است، اما در نهایت این هنرمندان عرصه‌های مختلف هستند که باید با ارائه خوراک فکری مناسب و درخور درترمیم و ارتقای سطح سلیقه مردم و مخاطبان موسیقی ایرانی بکوشند.

حسین علیشاپور یکی از بی‌حاشیه‌ترین آواز‌خوانان موسیقی ایرانی است که از محضر اساتیدی چون صدیق تعریف، زنده‌یاد سیدنورالدین رضوی سروستانی و محسن کرامتی بهره برده و ظرایف شعرخوانی و تاکیدات کلامی و شیوه آوازی ادیب خوانساری را از زنده‌یاد منوچهر همایون‌پور آموخته و مکتب آوازی اصفهان را از حسین عمومی فراگرفته است. علیشاپور آلبوم‌هایی چون «طلیعه دشتی»،

 «بادبان شکسته»، «آوای تو»، «نگارینه»، «نام تو» و «می‌رسد باران» را در کارنامه دارد و در حال حاضر نیز فعالیت‌های جدیدی را آغاز کرده است.

 

بیشتر بخوانید:

ناگفته‌های الیکا عبدالرزاقی از معلولیت و دشواری‌های زندگی

 

 

 

در این سال‌ها اغلب خوانندگان به تصنیف روی آورده‌اند. این اتفاق چقدر بر آواز تأثیر گذاشته است؟

این دو در تضاد با هم نیستند و نمی‌توانیم بگوییم چون اقبال به تصنیف زیاد می‌شود پس گرایش به آواز کم می‌شود. اما واقعیت این است که تصنیف ساخته و پرداخته‌ آهنگساز و ترانه‌سراست و خواننده نقش تألیفی مستقیم بر آن ندارد. آواز اما، بر قدرت بداهه‌سازی و تألیف آنی خواننده استوار است و کاری ‌است دشوار و زمان‌بر. مسلماً اگر خواننده‌ای بخواهد در کوتاه مدت مراتب شهرت و درآمد را دریابد برای او بهتر است که تصنیف‌های متعدد بخواند. این نگاه به دلیل ساده‌تر بودنش همچنین شرایط اجتماعی، نگاه غالب است و مسلم است که غالب مجریان و مخاطبان به آن رو می‌آورند.

 

شما از محضر صدیق تعریف، محسن کرامتی، منوچهر همایون‌پور و حسین عمومی بهره برده‌اید. آموخته‌‌هایی که همواره با شماست، چیست؟

توجه به اصالت‌های ایرانی، نو شدن و نوگرایی در عین حفظ اصالت‌ها، تتبع و مطالعه دائم، مردم‌داری و دوست داشتن مردم و رعایت احترام استادان و همکاران جوان‌تر. مهم‌ترین چیزی که بنده از این عزیزان آموختم این بود که هیچ چیز ارزش شکستن دل عزیزی را ندارد و صفای باطن در این کار از هر چیز مهم‌تر است.

 

 بیشتر بخوانید:

روی دیگر سکه زندگی را با کرونا دیدیم

 

 

محمدرضا شجریان تا چه حد بر پیشبرد و پیشرفت موسیقی ایرانی بخصوص آواز تأثیر داشته و دلیل ماندگاری آثارش چیست؟

مسلماً گفتمان غالب در آواز امروز ایران، گفتمان استاد شجریان بوده و هست. تسلط ایشان در این هنر، بر همه اهل آواز مسلم شده و خواص موسیقی و مخاطبان عام همگی بر این مسئله وقوف و اذعان دارند؛ خصوصاً اینکه لااقل در سه دهه‌ اخیر ما آوازخوان فعالی که در حدود ایشان توانایی داشته باشد، نداشته‌ایم. مسلماً پرکاری ایشان به علاوه‌ ویژگی‌هایی که ذکر آن رفت در مقبولیت عمومی ایشان تأثیر به‌سزایی داشته و عموماً بسیاری از هنرجویان به نیت آنکه در آینده خواننده‌ای مثل ایشان باشند به سراغ آواز آمده‌اند. حال آنکه خودِ ایشان با خون دل خوردن‌های بسیار و کارِ زیاد به جایگاه کنونی رسیده‌اند و این چیزی‌ است که حلقه‌ مفقوده‌ زمان ما به شمار می‌آید. از این روی شاهدیم که بسیاری از کسانی که وارد حوزه‌ آواز می‌شوند، به جای پرداختن به سلوک ایشان، به امور ساده‌تری چون تقلید ناقص از صدا و لحن ایشان روی می‌آورند که خود به خود موجب افت کیفیت آوازها، تک‌رنگی در آواز و افول این هنر می‌شود. به عقیده‌ من کسی که قرار است وارد این هنر بشود، باید به همه شیوه‌ها بپردازد و از همگان وام بگیرد و سایر سبک‌ها را نیز کار کند تا بتواند با گرفتن ایده‌های گوناگون و پرورش آن‌ها، به عرصه‌هایی تازه‌تر دست یابد؛ وگرنه جز درجا زدن چیزی عاید آواز نخواهد شد.

 

عمومیت یافتن ابزار آلات دیجیتال به شدت گونه‌های مختلف موسیقی را تحت تأثیر قرار داده و نحوه تولید آثار را به لحاظ کمی و کیفی دست‌خوش تغییر کرده که موسیقی ایرانی و آواز نیز از این روند مستثنی نیست. شما چه توضیحی دارید؟

اگر قرار باشد آوازی با نرم افزارهای مرتبط با کوک صدا مثل «ملوداین» به سر و سامان برسد، همان بهتر است خواننده آن، خواننده نشود! البته این یک بخش ماجراست. در سوی دیگر نیز سیستم‌ ضبط دیجیتال به خواننده این امکان را می‌دهد که یک بیت یا تحریر یا قطعه‌ای را دوباره و سه‌باره و چندباره بخواند تا به یک برداشت مطلوب برسد. اما به هرحال آوازی که از نظر مسائل پایه‌ای بخواهد مبتنی بر اصلاحات دیجیتالی خوانده شود، همان بهتر که مسکوت بماند.

 

 بیشتر بخوانید:

رنج بازیگران از مافیای سینما

 

 

در حال حاضر چه می‌کنید؟

با گروهی متشکل از استادان اردشیر و ارژنگ کامکار و دوست جوان آقای فرزاد محمدنژاد مشغول هستیم و چندین اجرا هم درشهرهای گرگان، ساری، بهشهر، بوشهر، خُنج و مشهد برگزار کرده‌ایم که خوشبختانه استقبال خوب مخاطبان موسیقی ایرانی را در پی داشته است. نام گروه را «هم‌نوازان برگ‌ریز» گذاشته‌ایم. اگر بخت یار شود و کرونا هم بگذارد که زندگی به روال عادی بازگردد، چندین برنامه‌ دیگر داریم که در زمان خودش به اطلاع می‌رسد. در حوزه‌ ساز و آواز هم معمولاً برنامه‌هایی را که دارم در کنار استاد هادی منتظری و محمد آدینه اجرا می‌کنم. چند اجرا هم با دوستان جوان موسیقی اصیل ایرانی در شهرستان‌ها خواهم داشت.

 

با حضور کرونا، شما برای ادامه فعالیت و ارتباط با مخاطبان خود چه تمهیداتی را به کار بسته‌اید؟

در شرایط فعلی تدریس را به صورت آنلاین دنبال می‌کنم و گاه برخی اجراهای کوچک را از طریق اینستاگرام برای دوستان و علاقمندان داشته‌ام، اما از زمان شیوع کرونا متاسفانه ۵ کنسرت بنده کنسل شده و از دیدار عزیزان محروم شده‌ام.

برچسب ها: موسیقی، محمدرضا شجریان، حسین علیشاپور تعداد بازديد: 98 تعداد نظرات: 0

نظر شما درباره این مقاله چیست؟

فیلم روز
تصویر روز