Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.
پنجشنبه 31 خرداد 1397 - 17:43

شعر و داستان

بازدید: 9291

  • بوس محکم

    بوس محکم

    مامانی میگه: «عزیز دلم مثل گلی تو وقتی برام شعر می‌خونی یه بلبلی تو» من نمی‌دونم چی بگم اونو می‌بوسم یواش که نه، یواش که نه یه بوس محکم.

  • نرمک

    نرمک

    مادر با کاموا یک جوجه برایم درست کرده است. من صورت جوجه را روی صورتم می‌گذارم. خیلی نرم است. آن را می‌بوسم و می‌گویم: «چه جوجه کوچولوی نرمی! اسمت را می‌گذارم نرمک.»

  • خاله جون

    خاله جون

    لا لا، لا لا لا گلم لا لا لا فردا خاله جون میاد به اینجا میون دستاش هی تابت می‌ده دوباره برات یه قصه میگه تو هم بگو که خاله، شیرینم همیشه بیا تو رو ببینم

  • گل و بوسه

    گل و بوسه

    یه گل دارم تو گُلدونه همیشه شاد و خندونه پروانه تا پیشش میاد برای اون شعر می‌خونه بال و بال و بال پر و پر و پر یه بوسه بده یه بوسه ببر

  • پدربزرگ

    پدربزرگ

    پدربزرگ می‌گوید: «پیری بد است.» اما من فکر می‌کنم پیری چیز خوبی است. چون پدربزرگ یک عینک و عصا دارد. او برای خود دندان مصنوعی هم خریده است. من خیلی دوست دارم پدربزرگ شوم.

  • بیا پیشم

    بیا پیشم

    پرنده آی پرنده بیا پیشم با خنده این همه دونه دارم توی حیاط می‌ذارم بخور تو دونه‌ها رو بگو شکر خدا رو

  • برف و بابایی

    برف و بابایی

    برفای دونه دونه از آسمون می‌باره بابای مهربونم چتر شو برمی‌داره تو این هوای برفی می‌خواد بره سر کار میاد منو می‌بوسه میگه: «خدا نگهدار.»

  • تو را می بوسم

    تو را می بوسم

    شب‌ها که می‌خوابم، مادر پتویم را رویم می‌اندازد. من چشم‌هایم را می‌بندم، یعنی خوابیده‌ام. مادر آرام موهایم را نوازش می کند. من باز چشم‌هایم را می‌بندم: یعنی خوابیده‌ام.

  • دو پرنده قشنگ

    دو پرنده قشنگ

    من یک بلوز دارم که تا پایین آن دکمه دارد. دو تا پرنده قشنگ این طرف و آن طرف بلوزم روی شاخه نشسته‌اند و برای هم آواز می‌خوانند. وقتی دکمه‌های بلوزم را می‌بندم. پرنده‌ها به هم نزدیک می‌شوند و با خوشحالی همدیگر را می‌بوسند.

  • گاه مادر، گاه‌ خواهر

    گاه مادر، گاه‌ خواهر

    کاش یک داداش کوچک داشتم شانه می‌کردم همیشه موی او مثل این لادن، عروسک جانِ من بوسه‌‌ای هم می‌زدم بر روی او وقت بازی می‌نشست او پیش من بچه‌ام می‌شد و من هم مادرش

  • شعر تولد

    شعر تولد

    جشن تولد توهه مبارکه، مبارکه توی اتاقت کوچولو پر از گل و بادکنکه شمع‌‌ها رو وقتی فوت کنی دست می‌زنیم، خوشحال و شاد ما همه خیلی دوست داریم خنده رو اون لبات بیاد

  • قایقِ برگی

    قایقِ برگی

    صبح یک برگ افتاد توی حوض. حوض فریاد زد: «من یک قایق برگی دارم.» من هم گفتم: «من یک قایق برگی دارم». قایق برگی مرا نگاه کرد و پرسید: «حالا مالِ کی هستم؟!» من قایق را فوت کردم.

فیلم روز
تصویر روز